سل گاوی: شرحی برعوامل خطر احتمالی درگوشت راکتور های سلی گاو برای سلامتی انسان
خلاصه:
طبیعت و میزان خطر قرار گرفتن انسان در معرض M.bovis ، عامل سل در گاو ، ناشی از مصرف گوشت و بخصوص گوشت مشتق از گاوی که در تست توبرکولین راکتور مثبت بوده و یا به عبارتی دیگر ضایعات سلی را در کشتارگاه نشان داده است، مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفت. ویژگی های عامل مولد سل و روش های کنترل بیماری در گاو در سطح فارم به همراه روش های اعمال شده در محل ( کشتارگاه ) به منظور تشخیص و حذف باسیل از زنجیره مواد غذایی در لاشه هایی که به صورت عمومی یا جنرال به سل آلوده شده اند و نیز قسمت هایی از لاشه ها که آلوده به بیماری هستند و نشان دهنده ضایعات موضعی در لاشه در کشتارگاه می باشند مورد مطالعه قرار گرفت.
همچنین تعداد پایین موارد سل انسانی گزارش شده به علت M.bovis در کشور های عضو مورد محاسبه قرار گرفت. عمده رخداد ها در افراد مسن که حاصل آلوده شدن آن ها در اوایل زندگی و ظهور مجدد بیماری است یا در افرادی است که از کشور های در حال توسعه مهجرت کرده اند. از دهه 1900 مستندی دال بر ناقل بودن گوشت ( گوشت آلوده ) برای این عفونت وجود ندارد و با اجرای بازرسی گوشت در کشور های عضو نیز موارد مستند سازی شده ای در این خصوص وجود ندارد.
در حال حاضر ارائه اقدامات عملی برای کنترل سل در گاو طی مراحل قبل از کشتار توأم با الزامات بازرسی های رایج گوشت در یک رابطه قانونی به کار گرفته می شوند لذا سطح خطر در مصرف گوشت به اندازه قابل توجهی پایین آمده است. هیچ شاهد ( مدرکی ) فوق العاده ای که نشان دهنده محدودیت استفاده از گوشت راکتور های توبرکولینی گاو و لاشه هایی که با ضایعه یا بدون ضایع موضعی سل باشد، در ارتباط با جلوگیری از سل در انسان با عاملیت M.bovis تحت این شرایط وجود ندارد. طرح مراقبت از گوشت گاو برای سل در کشتار گاه باعث تقویت دیده بانی قبل از کشتار از سل در سطح گله های ملی می شود. این ترکیب ( تست قبل از کشتار و دیده بانی کشتارگاهی ) بهترین نتیجه را در بر دارد.
- نقش گوشت به عنوان منبع M.bovis برای مصرف کننده:
شواهد بررسی شده نشان می دهد که حضور زنده M.bovis در ماهیچه های اسکلت گاو های آلوده به سل گاوی حتی قبل از اجرای روش های کنترل سل، خیلی رایج بوده و در صورت وجود در سطح بسیار پایینی است. در حالی که به صورت تجربی سل گاوی از طرق ماهیچه به حیوانات انتقال می یافت، این انتقال از طریق داخل صفاقی و در میزبان حساس ( مانند خوکچه هندی ) و به تعداد کم بوده است. ارتباط این یافته ها در سنجش ابتلاء بالقوه انسان به سل از طریق مصرف ماهیچه آلوده به عنوان غذا، روشن نیست.
ضایعات سلی در ماهیچه های اسکلت گاو نادر است و در گذشته فقط مراحل پیشرفته سل در گاو دیده می شده است. به هر حال، دیگر بافت های خاص غیر از ماهیچه ( مانند غدد لنفاوی، کبد، طحال، کلیه ها و غدد پستانی ) که شواهدی از بیماری را در بازرسی پس از مرگ نشان نمی دهند، ممکن است در سطح قابل تشخیصی میکروب سل را در کشت یا تلقیح به خوکچه نشان دهند. Drieux در سال 1957 مطالعاتی در خصوص جدا سازی باسیل سل گاوی از ماهیچه حیوانات با سل آشکار انجام داد. اکثر مؤلفین از جداسازی M.bovis از ماهیچه ناموفق بوده اند و یا اینکه فقط به صورت نادر از طریق کشت موفق به این کار شده اند. دو منبع از جدا سازی M.bovis از ماهیچه اسکلتی در بخش زیادی از موارد مورد مطالعه خود گزارش داده اند. در مطالعات انجام شده توسط Francis (1945) اعلام شده است که آلودگی متقاطع بافت های ماهیچه ای از طریق موارد پیشرفته سلی به احتمال بسیار زیاد توجیهی بر دست یافتن به میکروب در کشت از این قبیل بافت ها بوده است. این مطالعات عمدتاً در نیمه اول قرن بیستم انجام شده است و حیوانات مورد مطالعه ممکن است سل کاملاً پیشرفته داشته اند. مطالعات انجام شده به وسیله گروه کاری تاکنون وجود نادر عامل سل گاوی در ماهیچه های اسکلتی را تغییر نداده است.
اگر چه اطلاعات علمی موجود اجازه ارزیابی رسمی خطر را نمی دهد، با توجه به پادمان های موجود و طبیعت و توزیع ضایعات سلی و M.bovis ، در حیوانات آلوده احتمال ورود M.bovis به زنجیره غذایی از طریق گوشت در تعداد قابل توجهی از اعضاء اتحادیه خیلی پایین است.
با توجه به انتقال M.bovis از طریق گوشت، تمام حیواناتی که وارد چرخه غذایی می شوند در تبعیت از الزامات جامعه تحت بازرسی پیش از مرگ و پس از مرگ دامپزشکی می باشند. در موارد شناخته شده راکتور های سلی گاو که تحت مجوز به کشتارگاه اعزام می شوند، لازم است که جدا و ترجیحاً در انتهای کشتار روزانه کشتار شوند تا امکانات لازم جهت تسهیل هرچه بیشتر بازرسی لاشه و کشف مستندات احتمالی وجود سل قبل از مصرف انسان به دست آید. لاشه هایی که نشان دهنده نشانه های پیشرفته سل هستند و یا آنهایی که دارای ضایعات متنوع سل می باشند، تحت نظلرت امحاء می شوند. ارگان ها یا دیگر قسمت های لاشه که دارای ضایعات مجزا هستند مانند روشگفته شده در سطر فوق، از چرخه غذایی حذف می شوند.
اگر یک حیوان در معاینات بالینی قبل از مرگ سالم است و در معاینات پس از مرگ نیز فاقد ضایعات سلی قابل مشاهده، باشد لاشه برای مصرف انسان مناسب است، صرف نظر از اینکه این حیوان یک حیوان راکتور توبرکولین هست یا نیست.
با توجه به شیوع آرام M.bovis در جمعیت انسانی،هیچ شاهدی در دسترس نیست که نشان دهد محدودیت های فوق العاده ( اضافی ) در استفاده از گوشت گاو راکتور سلی به پیشگیری از موارد انسانی با عاملیت M.bovis کمک خواهد کرد.
روش های استاندارد نمودن معاینه غذا های خاص برای وجود M.bovis خوب توسعه نیافته اند. در حالی که هیچ دلیل مهمی برای اینکه چرا روش های به کار رفته برای کشت و شناخت ملکولی M.bovis از نمونه بالینی برای استفاده خوراکی سازگار ( مناسب ) نمی باشد در دسترس نیست، در حال حاضر یک فرآیند آزمایشگاهی پذیرفته شده که تأیید کندفر آورده های غذایی عاری از M.bovis هستند یا اینکه عاری از خطر انتقال بیماری مشترک سل می باشندموجود نیست.
منبع: ژورنال EFSA شماره 52-1 ، 13 مصوبه 26 نوامبر 2003
ترجمه: دکتر مراد مرادی گراوند
Leave a Comments